السيد محمد حسين الطهراني

53

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح (ضميمه فقهاى حكيم) (فارسى)

بارى ، و اين أمر در مرحلهء قواى تفكّريّه بدون دِراست علوم عقليّه امكان‌پذير نيست ؛ بنابراين از باب وجوب مقدّمهء واجب عقلًا ؛ علوم عقليّه نيز واجب و دِراست آنها لازم است . « 1 » و ثانياً : بر فرض عدم دعوت به علوم عقليّه ، مگر مجرّد فراگرفتن آن را مىتوان از بدعت شمرد ؟ بدعت چيزى است كه در دين تغييرى دهد ، چيز ثابتى را نفى ، و چيز منفىاى را إثبات كند ؛ و ليكن چيزى كه أبداً در اين مسير نيست چگونه بدعت است ؟ در شرع أنور تحريض و ترغيب به علم منطق ، و علم طبّ و جرّاحى ، و زمين‌شناسى ، و طبيعيّات ؛ و علم مكانيك ، و صنعت

--> ( 1 ) - ما چگونه مىتوانيم جلوى علوم عقليّه را بگيريم ؟ و بطور كلّى مردم را از خواندن حكمت منع كنيم ؟ در حالى كه در وهلهء اوّل ، اوّلين حجّت إلهيّهء ما عقل است . ما نبوّت پيغمبر و حجج إلهيّه و كتب آسمانى را به عقل خود مىشناسيم ، و دعواى نبىّ را از ادّعاى متنبّى با عقل خود تميز مىدهيم . و قرآن ما و روايات ما مملوّ از دعوت به عقل است . و چون أساس دين إسلام بر پايهء توحيد و واقعيّت است و هيچگاه احكام عقليّه نمىتواند مخالفت با متن واقع داشته باشد ، بنابراين منع كردن از خواندن فلسفه عبث و خبط است . آرى علماى نصارى مردم را از خواندن فلسفه منع مىكنند ، زيرا براهين عقليّهء فلسفيّه انسان را به توحيد دعوت مىكند و آنان براى سرپوش گذاردن بر عقيدهء باطل تثليث ، خواندن فلسفه را حرام كرده‌اند ؛ و أينَ هذا مِن ذاك ؟